

نام: | |
ايميل: | |



صبوري مهم ترين چيز است در حيات معنوي انسان. اي بسا که انسان پس از کشت دانه بايد منتظر بماند! در ابتدا همه تلاش ها بيهوده به نظر مي رسد. به نظر چيزي اتفاق نخواهد افتاد. و آنگاه يک روز انتظار به پايان مي رسد و واقعيت نمايان مي شود- دانه مي شکافد، از زمين سر مي کشد، نهال مي شود! اما به ياد داشته باش، آنگاه که به ظاهر هيچ اتفاقي در شرف وقوع نبود، دانه در زير خاک بي وقفه سرگرم کاري بود.
تو فقط بايد ساکت باشي. ساکت بودن همه چيز است. سکوت به معناي حرف نزدن نيست. سکوت به معناي نبودن دغدغه است. هنگامي که ذهن قرار مي گيرد به لايتناها مي پيوندد.
هر
خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم .....
---------------------------------------
اگه گفتي اين چيه؟
>->o
نخير، از غم دوريت بيهوش نشدم، دارم آفتاب مي گيرم برنزه شم
---------------------------------------------------------------------------
يه
يه يه
يه يه يه
يه يه يه يه
يه يه يه يه يه
يه يه يه يه يه يه
يهويي دلم برات تنگ شد
------------------------------



حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني
به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي
رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي
وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه
فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه
قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني
خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني
حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم
امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم
حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو
فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو
حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني
حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني
حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات
به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات
وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري
تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري
حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دساش نره
حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره
حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر
امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر
حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني
بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني
حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي
رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي
حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن
ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن
حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن
کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن
حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت
وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري
ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري
حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه
به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه
حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني
غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني
حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ
عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ
حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني
پشت سرت هر چي مي گن ، چيزي نگي گوش بکني
حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن
پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن
وقتي کسي رو دوس داري ، صاحب کلّي ثروتي
نذار که از دستت بره ، اين گنجِ خيلي قيمتي
.
.
.
مسعود...تنهاتر از تنهاترين تنهاي دنيا


از من نرنج که از تو رنجيده ام
من مي ميرم از اين درد و درماني نمي بينم...












shad bashin

اومد که فرياد بزنه اما ديگه نايي نداشت
آسمون پيشش ولي تو قلب اون جايي نداشت
آي دختره آي بي وفا آي تو که تنهام مي ذاري
تو قاب عکست جاي من عکس کيو مي خواي بذاري
برو برو که مثل تو زياده تو دنيا واسم
برو برو ولي بدون که تا ابد جايي نداري تو دلم
برو برو که مثل تو زياده تو دنيا واسم
برو برو ولي بدون که تا ابد جايي نداري تو دلم
زدم به سيم آخرا گفتم ولش کن بيخيال
اون واسه من يار نميشه بيخيال اين عشق محال
گفتم تويه مرام ما منت کشي نيست بي مرام
مي خواد بره خوب به درک همينه که هست ختم کلام
برو برو که مثل تو زياده تو دنيا واسم
برو برو ولي بدون که تا ابد جايي نداري تو دلم
ه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




سلام ................................
توتنها دوستي بوديکه واسه من هميشه خرف واسه گفتن داشتي
نگران من نباش حالم خوبه تنها نيستم فقط جدام
افسرده نيستم خسته ام ميپرسي از چي ؟
از اين الکي زنده بودنه بيهودگي انگار همه چيز بوي گند گرفته
وعفونت همه جا رو گرفته ميگي پس اميد چي ؟
به نظر من اميد يه چيز ذهنيه باز ميگم خسته ام
از اين الکي زنده بودنه
سلام دوستان عزيزم اين درد دل خودم بود با کسي که ديگه نمتونم ببينمش اينم
که گفتم درد دلم بود که روز پنج شنبه هفته قبل بهش گفتم ولي جوابمو نمي تونست بده چون تو اين دنيا نبود
ميخوام براتون دوتا از دست نوشته هاش رو براتون بنويسم چون هم خودش خيلي دوستش داشت هم من
1 ..............هميشه با تو
تقديم به تو که روح ودلت چون گلبرگهاي بهاري پاک
ولبخندت چون نسيم لذت بخش است
هميشه با
با تو بودهام در همه جا با تو نفس کشيده ام
با چشمان تو ديده ام مرا از تو گريزي نيست
چنا نچه روح از جسم زمين از اسمان
ودرخت از افتاب تو دليل بودن من بوده وهستي
ومن با اين دليل زيسته ام که باور کردم که علت بودن من تو هستي
پاسخ من به اغاز وپايان زندگي انست که هميشه با تو
من از غروب دستات يه سايه بون کشيدم
رفتم تون خواب چشمات به ارزوم رسيدم
دل من روي زمينه دل تو توي اسمونه
انقدر دوست دارم من که فقط خدا ميدونه
هر جا هستم هر جا هستي توي قلبم ريشه بستي
وقتي تو ميري عزاي درياست چون بي اسمون اون خيلي تنهاست
2.............
عاشقانه
چشمان تو از خاطرم نخواهد رفت
چشمان تو از کهکشان را شيري هم بيشتر وبزرگتر است
پيش چشمان تو ياس وناز ومريم پرپر است
اسم تو را از هر چه زيبا ديده ام
زيبا تر است اي خوب من
خدا حافظ نميگويم تو را اي...........................
زندگي زيباست به زيبايي ماه زندگي کوتاه است به کوتا هي اه
واخرين جمله خودم که با دل پر درد ميگم
خدا حافظ اي داغ بر دل نشته


مترسک پاييز
اکنون کارم سفر است
تمام آئينه ها با تو گفتگو دارند
خلوص قلب ترا جمله آرزو دارند
ô
تو از کدام ديار غريب مي آيي؟
که آيه هاي شرف با تو آبرو دارند
ô
به پايمردي و همت رفيق ره بودي
فرشتگان همه از وجد هاي و هودارند
ô
هنوز خاطره ها از کرامتت جاريست
هزار چشمه جوشيده در سبو دارند
ô
تو همسفر خوب سالهاي دور مني
که کوچه باغهاي جواني به جستجو دارند
ô
ز چشمه سار مهر تو سيراب مي شود هردم
جوانه هاي نهالت که گل به رو دارند
ô
قلم به وصف تو ما را نمي کند ياري
که واژه ها همه از شرم سر به تو دارند



به ياد شمع فروزان شادروان دکتر علي شريعتي در استانه29 خرداد سالگشت شهادتش .....
*****************************************
|
|