بي عشق!!!
 RSS 
 Atom 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 4825
بازديد امروز : 8
بازديد ديروز : 12
........... درباره خودم ...........
بي عشق!!!
مدير وبلاگ : مسعودمسلمي زاده[34]
نويسندگان وبلاگ :
دل پاک مثل برف زمستون[0]


........... لوگوي خودم ...........
" style="border: #800000 1px solid;" align="absMiddle" alt="بي عشق!!!" vspace="5">
........ پيوندهاي روزانه........


............. بايگاني.............
نازنینا [4]
نازنینا باورمکن [5]
عاشقانه [9]
کلامهای عاشقانه [3]
دلهای عاشق [2]
اشعاری از دلباختگان [6]
زیبای ناز [2]
دلسوختگان عشق

........ موضوعات وبلاگ ........
با بر و بچ
سرگرمي‏ها
اخلاق و عرفان

..........حضور و غياب ..........
يــــاهـو
........... دوستان من ...........
سارا
روياي نيمه تمام

......... لوگوي دوستان من .........




............. اشتراک.............

نام:

ايميل:

 
........... طراح قالب...........


  • + دل شکسته از دنيا

  • نويسنده : مسعودمسلمي زاده:: 5/2/1387:: 10:28 صبح

    اي                 دنيا   دلگيرم   ازت


    اي  دنيا         سيرم ازت


     



  • + تقديم به بهترينم

  • نويسنده : مسعودمسلمي زاده:: 25/1/1387:: 3:28 عصر

    بي تو


    بي تو انگار يه غريبه تو تموم لحظه هامه
    هر نفس هر جا که ميرم اون غريبه پا به پامه
    اون غريبه اي که ميگم غم دوريته عزيزم
    تو يه حجم سرد و تاريک سايه اي از تو مي بينم
    سايه ي سرد خيالت پر وسواس نيازه
    رو لبات رد يه لبخند خيلي آروم جون ميبازه
    تو سکوت بي تو بودن دلخوشم به سايه ي تو
    مي دونم که يه خياله يه روزي برگشتن تو
    سايه ي گنگت رو ديوار چون خودت بي روح و سرده
    آدمي تار و خيالي که ديگه برنمي گرده./


    رفتي..... و سالها....
    چند روز بيشتر نگذشت
    ولي سالهاست که رفته اي.
    ديوار خانه
    عطر تو را فراموش کرده
    و پنجره به ياد ندارد
    آخرين روزي را که از وراي آن
    باران را تماشا کرديم.
    چند روز بيشتر نگذشت
    ولي ورقهاي زيادي از دفترم گم شدند
    که همه شان نام تو را داشتند.
    سقاي عشق من!
    تو رفتي اما هنوز
    در قلب من
    جاي خالي تو گرم است.
    هر کجا که هستي
    آسمانمان يکيست.
    چند روز بيشتر نگذشت
    ولي پرنده هاي زيادي از اينجا کوچيدند
    و من دعا کردم
    با بازگشتشان، تو نيز
    بازگردي.
    چند روز بيشتر نگذشت.
    باران باريد؛
    نمي دانم بر زمين يا بر گونه هايم؟
    چند روز بيشتر نگذشت
    اما سالهاست که رفته اي
    نمي دانم به بازگشتت بينديشم يا نه؟
    اما خوب ميدانم ، سالهاست که رفته اي
    و هنوز عاشقي./


    دليل بودن


    بازم از تو دور بودن بهونه ي غريبمه
    کاش مي خوندي تو چشام بي تو موندن مرگمه
    عشق تو چقد قشنگ سايه زده به زندگيم
    شده دليل بودنم ، شده دليل بندگيم
    دوريم از هم اما فاصله مون يه ديدنه
    چشاي نازتو باز کن عزيزم که لحظه ي رسيدنه
    اينجا غربت بدجوري قلب منو خنجر ميزنه
    و فقط به يادته که نفس پر ميزنه
    عشق من! قشنگترين گريه ي بيصدام تويي
    بيا باهم باشيم اميد فرداهام تويي./


    کاش


    کاش ميشد عاشقترين شد تو نگات
    کاش ميشد جون بند باشه به يک نگات
    کاش ميشد ميون شهر داد بزنم عشق تو رو
    کاش ميشد بميرم و زنده بشم به عشق تو
    کاش ميشد بخاطرت از گريه هام رود بسازم
    کاش ميشد ميون اون به عشق تو جون ببازم
    کاش ميشد يه سر بياي توي اين شهر غريب
    مي ديدي غربتمو توي اين فصل غريب
    کاش ميشد بنويسمت يادگار تو دفترم
    کاش ميشد يه روز سبز بهت بگم دوستت دارم
    کاش ميشد فاصله و غربتو با تو شکست
    مي ديدي حال منو که دلم بي تو شکست
    کاش ميشد بهار رو کاشت ميون دو دست تو
    صد گل بوسه گرفت از بهار و دست تو
    کاش ميشد لحظه ها رو ميچيديم از زندگي
    لحظه هاي پاک و ناب؛ لحظه هاي عاشقي
    کاش ميشد مي دزديديم ماهو از پرده ي شب
    اوني که شاهد بوده به يه بوسه بر دو لب
    کاش ميشد دلتنگيهام برسه به گوش تو
    تا بدوني اين منم: عاشق بيقرار تو./


      عاشق بيقرار تو



  • + شعرهاي وارونه+خصوصيات اقاپسرها و دختر خانم ها از 14 تا 28

  • نويسنده : مسعودمسلمي زاده:: 8/12/1386:: 2:30 عصر
        www.hamtaraneh.com   سلام به همه ي دوستا ي گلم !   www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com وگل زندگيم صبا
     www.hamtaraneh.com

    www.hamtaraneh.com

     

     www.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.com

                                www.hamtaraneh.com   شاد باشينwww.hamtaraneh.com

            www.hamtaraneh.com   مسعود                     

          www.hamtaraneh.com 

     


    گفتم غم تو دارم ** گفتا چشت درآيد!


    گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد!


    گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد!


    گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد!


    گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد


    -------


    دوست دختره يارو بهش ميگه:اگه توجه کني مي بيني که نگاهم باهات حرف ميزنه.يارو ميگه: اينقد پلک نزن ، صدات قطع و وصل ميشه


    بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ مي شه نه کوه آب ميشه فقط دل من واسه تو يه ذره تنگ ميشه


    تو زندگي مثل زودپز باش ….. موقعي که جوش مي ياره و قل قل مي کنه در کمال آرامش سوت مي زنه


    Image Hosted by PicturePush - Photo Sharing


    دل من يه قفله اما دست تو مثل کليده
    مي خوام از تو بنويسم کاغذام همش سفيده
    يه سوال عاشقونه بگه هر کسي مي دونه
    اونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمي ده ؟
    چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من
    دست من به آسمونه نيمه شب دم سپيده
    گفتم از عشق تومي خوام سر بذارم به بيابون
    گفت تو عاقل تر از ايني اين کارا از تو بعيده
    التماس کردم که يک شب لااقل بيا تو خوابم
    گفت که هذيون رو تموم کن انگاري تبت شديده
    گفتم آرزو دارم تو مال من بشي يه روزي
    گفت تو اين دنياي بي رحم کي به آرزوش رسيده

     

    www.hamtaraneh.com

     

    اون پرنده تو بودي پيرهن ابر و دريد

    رفت و گم شد تو غروب رفت و از همه بريد

    اون که روي عاشقي طرح دلتنگي کشيد

    جفت پر شکستشو توي تنهايي نديد

    توي واپسين نفس تو يادمي هم پرواز

    باز تو مي توني فقط باشي برام نفس ساز

    بيا هم هواي من براي من صميمي

    منو از اينجا ببر تو اي جفت قديمي

    من هنوز تشنه ي نورم تشنه ي دشت خورشيد

    زود بيا که باد غربت همه ي پرامو چيد

    بيا هم هواي من فقط تويي صميمي

    منو از اينجا ببر تو اي جفت قديمي..

    من اون پرندم گنگ و خسته

    هر پر پاکم روي سنگه

    هر يه پري که رخت تو بود

    حالا واسه خاک رختي قشنگه!

    www.hamtaraneh.com


    خصوصيات اقاپسرها و دختر خانم ها از 14 تا 28
    سالگي

    خصوصيات اقا پسرها
    سن ?? سالگي: تازه توي اين سن ، هر رو از بر
    تشخيص ميدن! (اول بدبختي!)
    سن ?? سالگي: ياد مي گيرن که توي خيابون به
    مردم نگاه کنن! ... از قيافه
    ء خودشون بدشون مياد!
    سن ?? سالگي: توي اين سن اصولا" راه نميرن ،
    تکنو مي زنن! ... حرف هم نمي
    زنن ، داد مي زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار مي
    زنن!
    سن ?? سالگي: يه کمي مثلا آدم مي شن! ... فقط
    شعرهاشون رو بلند بلند مي
    خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ،
    راک ن رول مي خوندن!)
    سن ?? سالگي: هر کي رو مي بينن ، تا پس فردا
    عاشقش مي شن! ... آخ آخ!
    آهنگهاي داريوش مثل چسب دوقلو بهشون مي چسبه!
    سن ?? سالگي: دوست دارن ده تا رو در آن واحد
    داشته باشن! ... تيز ميشن ،
    ابي گوش ميدن!
    سن ?? سالگي: از همه شون رو دست مي خورن! ... ستار
    گوش ميدن که نفهمن چي شده!
    سن ?? سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه
    بازيها مي بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
    سن ?? سالگي: نه! مي فهمن که زندگي همش
    عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن!
    سن ?? سالگي: يکي رو پيدا مي کنن! اما مرموز مي
    شن! (ديدشون عوض ميشه!)
    سن ?? سالگي: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته!
    اصلا" لياقت عشق منو نداشت!
    سن ?? سالگي: عشق سيخي چند؟!! ... طرف بايد باباش
    پولدار باشه! حالا
    خوشگل هم باشه بد نيست!
    سن ?? سالگي: اين يکي ديگه همونيه که همه ء عمر
    مي خواستم! ... افتخار
    ميدين غلامتون بشم؟!
    سن ?? سالگي: آخيـــــــــــش!
    سن ?? سالگي: کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري
    تو نميومدم!!!

    خصوصيات دختر خانم ها

    سن ?? سالگي: تا پارسال هر کي بهشون مي گفت:
    چطوري؟ مي گفتن: خوبم مرسي!
    حالا ميگن: مرسي خوبم!
    سن ?? سالگي: هر کي بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک
    سلام! ... نقاشيشون بهتر
    ميشه (بتونه کاري و رنگ آميزي و ...
    سن ?? سالگي: يعني يه عاشق واقعين! ... فردا صبح
    هم مي خوان خودکشي کنن!
    ... شوخي هم ندارن!


    سن ?? سالگي: نشستن و اشک مي ريزن! ... بهشون بي
    وفايي شده! ... (کوران حوادث!)
    سن ?? سالگي: ديگه اصلا عشق بي عشق! ... توي
    خيابون جلوي پاشون رو هم
    نگاه نمي کنن!
    سن ?? سالگي: از بي توجهي يه نفر رنج مي برن! ...
    فکر مي کنن اون يه آدم
    به تمام معناست!
    سن ?? سالگي: نه ، نه! ... اون منو نمي خواست! ...
    آخرش منو يه کور و
    کچلي مي گيره! مي دونم!
    سن ?? سالگي: فقط ??-?? سالگي قصد ازدواج دارن!
    فقط!
    سن ?? سالگي: خوش تيپ باشه! پولدار باشه!
    تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه!
    خوش لباس باشه! ... (آخ که چي نباشه!)
    سن ?? سالگي: همه ء خواستگارا رو رد مي کنن!
    سن ?? سالگي: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا
    چقدر پول داره! فقط شجاع
    باشه! ما رو به اون چيزايي که نرسيديم برسونه!
    سن ?? سالگي: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکي
    نمياد؟! ... هر کي مي خواد باشه ، باشه!
    سن ?? سالگي: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ...
    بــــــــــله!
    سن ?? سالگي: آخيـــــــــــش!
    سن ?? سالگي: کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري
    من نميومدي!


     


    سريالهاي نوروزي


     


     


        تقديم به شما دوستان گلم


     

    Click for Full Size View

     

    ديشب دلم گرفته بود ، مثل هواي باروني

    دلم هواتو کرده بود ، هواي شيرين زبو نيت

    دلم ميخواست گريه کنم ، بگم که سخته تنهايي

    اي همصدا اي آشنا ، بگو که پيشم مي موني

    نمي دونم چه حالي و کجايي و چه مي کني

    ولي صدات تو گوشمه ، مي گي که اينجا مي موني

    رفتم کنار پنجره ، گفتم شايد ببينمت

    ديدم محاله ديدنت ، چون گل بايد بچينمت

    رو صندلي نشستمو يهو ديدم

    يه قاصدک اومد پيشم

    خبر آورد اي آشنا ، يه رازي را بهت بگم ؟

    گفتم بگو : آهي کشيد، اومد نشست رو شونه هام

    يواشکي چشماشو بست ، تا نبينه اشک چشام

    مي گفت که تو يه راه دور

    يه راه دور و سوت کور

    مسافري نشسته بود

    مسافره غريب و دلشکسته بود

    از تو همش شکوه ميکرد

    با اشک گرم و دل سرد

    مي گفت که يادت نمياد

    اون روزاي آخريه

    چه قدر دلش مي خواست که تو

    نگاش کني ، صداش کني

    بهش بگي دوسش داري

    به شرطي تنهاش نذاري

    تا اومدم بهش بگم برو بگو

    دوسش دارم ، پاش مي شينم

    ديدم که اون رفته بود و

    منم دارم خواب مي بينم 

           

         شاد باشين 

     ارادتمند

                

    Image Hosted by PicturePush - Photo Sharing


     


     


    در ميان چشماني مه‌آلود.


    تـنها

    چند روز ا‌ست، بغض گريه‌هاي خسته‌ام را بر دوش گرفته‌ام
    و هيچ دلتنگي را.

    چند ماه است، گلويم پر از آواز است
    و هيچ شنونده‌ي را.

    چند سال است، ديوانم پر از شعر است
    و هيچ خواننده‌ي را،

    نمي‌يابم
    تا اشک و آواز و شعرم را برايش بگذارم.


     

     

     



     


     



  • + رد صلاحيت واحبار حقوق بشر

  • نويسنده : مسعودمسلمي زاده:: 9/11/1386:: 4:26 عصر
     

    به نام حق



    هراس من باري همه از ان است که در سرزميني بميرم



    که در ان مزد گور کن از بهاي ازادي بيشتر باش




     



     


    انتخابات



     


    مجلس هشتم ميدان مردم يا دولت؟



     


    انتخابات يا انتصابات؟



     


    ايا دموکراسي در راه پر فراز و نشيب خود از لبه ي پرتگاهي هولناک مجلس هشتم جان سالم به در خواهد برد؟



     


    ايا دستي در پشت پرده در رد صلاحيتهاي وسيع اصلاحات وجود دارد يا اصلاحات فاسد هست؟



     


    ايا اصلاحات در انقلاب هيچ سهمي ندارد؟



     


    اين ها تنها اندکي از انبوه سوالاتي است که به ذهن من به عنوان يک شهروند ايراني شکل



     


    گرفته اند؟



     


    از شما مي خواهم که نظر خود را صادقانه بگوئيد


     










    اخبارحقوق بشر (HUMAN RIGHTS WATCH)

    اعتصاب غذاي زندانيان سياسي-عقيدتي زندان رجايي شهر



    (9 فوريه 2005، نيو يورک ) ? سازمان ديده بان حقوق بشر اطلاع داد که حبس زندانيان سياسي- عقيدتي در ميان زندانيان جنائي موجب خطر جدي به جان آنان ميباشد. ديده بان حقوق بشر خواستار آزادي فوري تمامي زندانياني شد که فقط براي اظهار عقايد سياسي خود حبس شده اند.  
    شش زنداني در زندان رجايي شهر کرج از تاريخ 5 بهمن ماه در اعتراض به زنداني بودن در ميان اشرار و زندانيان جنايي خطر ناک دست به اعتصاب غذا زده اند. اين شش تن عبارتند از: بينا داراب زند، ارژنگ داوودي، مهرداد لهراسبي، فرزاد حميدي، حجت زماني، و جعفر اقدامي. يک هفته پيش از اعتصاب غذاي اين زندانيان فرزاد حميدي از سوي يک قاچاقچي مواد مخدر مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.  
     
    بينا داراب زند و فرزاد حميدي در مرداد ماه گذشته در جلو ساختمان سازمان ملل در تهران در پي اجتماع واعتراض به نقض حقوق بشر دستگير شدند. بينا داراب زند به سه سال و نيم زندان محکوم شده است. مهرداد لهراسبي از سال 1378 در زندان بسر ميبرد و به دليل شرکت در تظاهرات دانشجويان به پانزده سال زندان محکوم شده است.  
     
    جو استورک مدير بخش خاور ميانه سازمان ديده بان حقوق بشر در واشنگتن گفت: "مقامات دولت ايران ادعا دارند که کسي در کشورشان به جرم ابراز عقايدش زنداني نمي شود. اين ادعا هيچ اعتباري ندارد.تنها دليلي که اينگونه زندانيان در حبس هستند بخاطر اظهار مسالمت آميز عقايدشان است."  
     
    سازمان ديده بان حقوق بشر به شدت نگران امنيت و سلامتي زندانياني که اعتصاب غذا کرده اند ميباشد. پس از گذشت يک هفته از آغاز اين اعتصاب، وضع جسماني يکي از زندانيان، مهرداد لهراسبي، به وخامت گراييده و با درخواست ديگر زندانيان وي به اعتصاب غذاي خود پايان داده است.  
     
    به گفته استورک: "دولت ايران قانونأ مسوول سلامتي اين زندانيان ميباشد. حبس آنان در ميان اشرار و جنايتکاران خطر بزرگي براي آنان است."  
     
    اخيرأ فشار حکومت ايران به فعالين سياسي به شدت گراييده است و قوه قضاييه در دادگاه هاي غير منصفانه احکام سنگيني براي آنان صادر کرده است.  
     
    از جمله، حشمت الله طبرزدي در تاريخ 6 دي ماه از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب به جرم تبليغات عليه نظام و اقدام بر عليه امنيت ملي به شانزده سال زندان محکوم شد. بر اساس راي قاضي از جمله دلايل محکوميت طبرزدي "مصاحبه با راديوهاي بيگانه" "نامه به مسوولين از جمله مقام معظم رهبري" و "پخش اعلاميه و اطلاعيه عليه نظام" ذکر شده است.  
     
    "هيچ کدام از اين موارد جرم نيستند. ايرانيان بايد بتوانند از آزادي بيان بدون اينکه جانشان در خطر باشد بهره برند،" استورک گفت.


     


     


      
     
    سازمان ديده بان حقوق بشر از دولت ايران مصرانه درخواست کرد تا به اعمال فشار و زنداني کردن فعالين سياسي، نويسندگان و روزنامه نگاران پايان دهد. "دولت ايران به خوبي ميداند که وضعيت حقوق بشر در اين کشور مورد توجه خاص جامعه بين المللي است. حداقل لازمه بهبود حقوق بشر در ايران آزادي بدون قيد و شرط تمام زندانياني است که به جرم اظهار مسالمت آميز عقايد خود در بند هستند" 


     


       صلاحيت هاي گسترده ي






    رد صلاحيت هاي گسترده ي شوراي نگهبان و اعتراض ها و استعفاهاي نمايندگان اصلاح طلب مجلس موجب بحراني در کشور شد که نه تهديدها و تکفيرهاي رهبر مي تواند آن را کاهش دهد و نه لاپوشاني ها و يا مماشات کساني مانند کروبي رئيس مجلس و خود آقاي خاتمي. آنچه در همه ي اين سال هاي پس از دوم خرداد و بويژه در همين بحران انتخابات براي مردم مانده است تحليل ساختاري نظام حاکم بر کشور است. تجربه هاي کوچک و بزرگ مردم در همه ي اين سالها قدم به قدم نشان داد که سد راه هاي حاکميت راي و نظر مردم در کجاست.

    محافظه کاران، بويژه از نوعي بي تفاوتي و سرخوردگي مردم در اين سالها استفاده کردند تا مقدمات کسب يکپارچه ي قدرت را فراهم کنند. از سوي ديگر محافظه کاران براي اين تبليغ مي کنند که عليرغم همه ي اينها، حضور مردم در انتخابات وسيع خواهد بود. و آنطور که مي توان در خبرها خواند زمينه هاي نشان دادن «شرکت وسيع مردم» را هم کم کم فراهم مي کنند.

    اول اينکه
    خبري بود درباره ي چاپ تعداد زيادي شناسنامه ي ايراني جعلي در پاکستان که البته به خبرها راه پيدا کرد. با اينکه زياد مطرح نشد اما معلوم هم نيست که انجام نشود.

    دوم
    خبري است درباره ي شمارش آرا انتخابات بصورت دستي که البته از حالا معلوم است چه نقشه هايي در سر دارند. آن زمان که مردم وسيعترين حضور را داشتند و به بيشترين وجهي اصلاح طلبان را حمايت مي کردند، باز هم تقلب هايي در آراي مردم شد که معروفترين آنها سي ام شدن رفسنجاني، راي نياوردن عليرضا رجايي (کانديداي نزديک به ملي-مذهبي ها) و به مجلس رفتن حداد عادل بود. حالا هم با رد پيشنهاد شمارش کامپيوتري بايد ديد که چه کساني جا به جا مي شوند. گرچه اينبار اين جا به جا شوندگان حتما از طيف رقباي خودي هستند و نزديک به اين يا آن محفل محافظه کاران.

    سوم هم
    در خبرها بود که افراد زيادي را از نقاط مختلف به شهرهاي بزرگ مثلا تهران بياورند که همين را «حضور چشمگير» مردم وانمود کنند. که البته وزارت کشور هشدار داده است. اما تجربه نشان داده است که اين هشدارها بخصوص حالا که نيروي مردمي هم در پشت آن نيست، آنچنان اثري ندارد و تصميم ها در جاي ديگر گرفته مي شود.
    به هر حال با اين همه تبليغ و فتواي شرعي و عرفي آقايان، نمي توانند در روز پس از انتخابات بگويند که هيچکس نيامد.

    اينجا و آنجا آمده بود که آقاي خاتمي مانده است تا نتوانند در راي گيري و راي شماري انتخابات تقلب کنند. البته تکليف انتخابات بسيار پيش از انتخابات معلوم شد ولي من فکر مي کنم که وزارت کشور و آقاي خاتمي نتوانند در برابر عزم جزم محافظه کاران حتي در مرحله ي راي گيري و راي شماري هم بايستند.

    چند روز پيش روزنامه نگار روزنامه ي شرق همين مطلب را طرح کرد: «
    خط قرمز خاتمي کجاست؟» و پاسخ خود او به اين سوال اين بود: «البته در اينکه خاتمي دغدغه برگزاري يک انتخابات سالم را دارد، ترديدي نيست ولي اين سئوال به طور جدي مطرح است که آيا رئيس جمهوري به عنوان مظهر اراده ملي در فرصت باقي مانده تا زمان برگزاري انتخابات توانايي استفاده از ابزارهاي لازم به عنوان مجري قانون اساسي براي رفع دغدغه هاي خود را دارد ؟»
    به نظر نمي آيد پاسخ به اين سوال چندان دشوار باشد.

    لطفا نظر يادتون نره  مسعود مسلمي زاده

     


     



     










     


  • + همينجوري تفريح کن

  • نويسنده : مسعودمسلمي زاده:: 20/9/1386:: 8:20 عصر
    شعري براي تو

     

    زير باران نشسته ام
    رو به نبودنت
    گريه مي کنم
    و با روياهايم
    ترانه مي سازم
    تو گاه
    پيشاني بر پيشاني من مي سايي
    و لذت مي بري از خنکاي
    نشسته بر پيشانيم
    و من
    همچنان
    دنبال رد پاي
    تو مي گردم

     

    براي کسي که مثل خون تو رگهامه

     


    من که مشغولم به کاردل .چه تدبيري مرا
    من که بيزارم ز کار گل .چه تاثيري مرا
     
    من سيرابم چنين ازچشمه ي جوشان عشق
    خلق اگر با من نمي جوشد.چه تحقيري مرا
     
    من که با چشم  حقارت  عالمي  را بنگرم
    سنگ اگر بر سر بکوبم . چه تحقيري مرا
     
    خامه ي قدرت بنامم  برگ  ازادي  نوشت
    اي اسيران رين گرامي تر. چه تقديري مرا
     
    نام من در زمره ي اين نامداران . گو مباش
    بر سر امواج سر گردان. چه  تصويري مرا
     
    نشئه ي جاويد من از باده ي شوريدگي است
    بهتر از اين مست خواهي. با چه تخديري مرا
     
    من بدين   ويراني   دل.     بسته ام   اميدها
    عشق   اباد   ابد    بادا.    چه تعميري  مرا



     


    www.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


    مي شود آيا که اوج آرزوهايم شوي


    يا کليد سبز فرداي معمايم شوي

    با کمند مهر بالاتر روي تا قصر ماه

    قهرمان قصه و شعر و غزلهايم شوي

    چشمهايم خيره خاکستر صد آرزوست

    تا بيايي و غم امروز و فردايم شوي

    من به سوگند و سکوت آخرين دل بستم

    مي شود تا محرم شبهاي رويايم شوي

    تا تماشايم کني صد بار جان خواهم سپرد

    آرزومندم شبي محو تماشايم شوي
     

     


    خوشا روزي به اميدت نشستن


    به چشمانت دخيل عشق بستن

    خوشا در زير باران گريه کردن

    و تنها با خدا در هم شکستن

    خوشا در آزويت جان سپردن

    خوشا از دوريت ارام مردن

    خوشا با ياد عشق نازنينت

    جهان را با غمش از ياد بردن

    خوشا چشمان نازت را ربودن

    خوشا هر روز در ياد تو بودن

    خوشا دل را به عشقت تکيه دادن

    تمام عمر عشقت را ستودن

     


     

    بنام سلطان قلب هاي شکسته

        www.hamtaraneh.com
    بادل عاشق بدنکن

    اي ادم نامهربون

    سنگ دل وبي وفانشوتودل داري اين ام بدون

    توقول همراهي دادي رووعدي دلت بمون

    باطن پاک و توجهان مي خرنش خيلي گرون

    عهدشکن عشق نباش خيرنمي بيني ازاون

     

    باهمون نگاه اول توي قلبم خونه کردي

    مثل يک پرنده ازعشق توي سينه لونه کردي

    دل روبرديونگفتي که دلي به اين ظريفي

    واسه باختن نانداره که ببازه به حريفي

    توهموني که توقلبم قددنيا خونه داره

    توي تک باغ دل من گل خوشبختي مي کاره

    توهمون خوبي که اسمت به لبم خنده مياره

    اگه باشي تاهميشه ديگه اين دل غم نداره

    عشق تويک اسمونه پرازنوروقشنگي

    دل ساده که نفهميدتوقشنگ امادورنگي

    توکه احساسي نداري چرابامن عهدبستي

    به خداکه بي وفايي اخه توپيمون شکستي

    من بازدارم هنوزم توي خاطرات مي سوزم

    يادظلم هاي گذشته سياکرده شب وروزم

    دوست دارم يادت توسينه واسه هميشه بميره

    توشکست سخته عشقت دلم عبرتي بگيره

    تابفهمه توي دنياخيلي ازعشقا فريبه

    خيلي ازعشقا فريبه

     

     

    www.hamtaraneh.com


     


     www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


     


     


    قربونتون برم مسعود نظر بدين باشه عزيزم


     


     


     


     


     


     


     


     

     


     


     


     


     

     


  • + عکسهاي عشقولانه براي تو که بهتر يني.............

  • نويسنده : مسعودمسلمي زاده:: 24/8/1386:: 11:5 صبح

    از طرف مسعود 


    :to ke behtarini


     


     


    www.hamtaraneh.com   


     


    www.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


     


     


    www.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


    www.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


     


    Tagdim be hameye asheg o mashoogaye maloos


    mt.hamtaraneh.com
    mt.hamtaraneh.com
    mt.hamtaraneh.com


    Oh My Love!!!mt.hamtaraneh.com


    mt.hamtaraneh.com
    mt.hamtaraneh.com


     


    mt.hamtaraneh.com


     


    mt.hamtaraneh.com


    mt.hamtaraneh.com


     


    mt.hamtaraneh.com


     


    mt.hamtaraneh.com


    mt.hamtaraneh.com


    mt.hamtaraneh.com


    mt.hamtaraneh.com


    mt.hamtaraneh.com


     


     


    mt.hamtaraneh.com


     


     


    mt.hamtaraneh.com


     


    www.hamtaraneh.com


     


     


     


     


    www.hamtaraneh.com


     


     


    قربونتون برم        از طرف اريا و صبا     


     


    نظر يادتون نره


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     



  • + برگرفته از غم

  • نويسنده : مسعودمسلمي زاده:: 15/4/1386:: 11:17 صبح


     


    سلام به همه دوستان پر شور وناز خودم


    BouquetBouquetBouquetBouquetBouquetBouquet


     


     


    سلام

     

     

                             

     


     

    دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان بده از در برانـش/ تو نيـکي کن يه ياران زبـاني /وليـکن

    يـار جـاني را نگهدار به پـايش جـان بده تا مي تواني

     

    روشهاي قطع رابطه  

     

     

           

    قطع رابطه کردن براستي يکي از کارهاي بسيار دشوار و   دردناک ميباشد.                                       هر اندازه هم که به عقيده شما صـحـيح  و روا    باشد باز سخت است. اگر                                     قـصد قـطع رابطه کردن با   کسي را در سر داريد راهکارهاي ارايه گشته ذيل                                       انـجـام    آن را براي شما آسانتر ميگرداند

     

    1- صادق باشيد

    امکان دارد بخواهيد با نگفتن و کتمان آنـکه با فرد ديگري

    ديدار کرده و آشنا شده ايد از رنجش وي جلوگيري بعـمـل

    آوريد. اما آگاه باشيد که هنگامي که به او هيچ نـگويـيد و

    وي بعد ها خودش متوجه موضوع گردد، بـسـيـار بـيـشـتر

    موجب رنجش و آزار وي خواهيد شد.

    2- شجاع باشيد     Cool                                                                                      

    بـي اعـتـنـايي و کم محلي کردن به او به اميد آنکه عاقبت خودش دست از سر شما بـر خواهد برداشت (بدون آنکه احساس دروني خود را بيان کنيد) و از شما جدا خواهد شد را از سرتان بيرون کنيد. خاتمه دادن به يک رابطه مهارتي است که شمـا نياز به آموختن آن داريد. نفس عميقي کشيده و ادامه مقاله را با دقت مطالعه کنيد

    3- دور انديش باشيد                                                                                     

    ممکن است وسوسه شويد که تنها با وي تماس تلفني گرفته و به پـيـغام گـذاشتن و يا فرستادن يک ايميل اکتفا کنيد. اما چه شرم آور خواهد بود هنگامي که شما مجددا او را ملاقات ميکـنيد؟ کمترين کاري که ميـتـوانيد انجام دهيد آن است که براي آخرين بار هم که شـده بـا صـحـبـت کـردن حـضوري بـه او احترام بگزاريد

    4- خود را آماده کنيد                                                                                    

    بـا اين که شما در رابطه با جدايي و قطع رابطه پيش از اين تـامل کرده ايد و فرصت آن را داشته ايد که آن را بپذيريد، آگاه باشيد که فرد مقابل شما کوچـکتـرين اطـلاعي از اينکه ارتباط شما با او ميخواهد از ميان برود ندارد. متوجه باشيد که او ممکـن اسـت ناراحـت، خـشـمـگين و يا شوکه شود. به وي زمان بدهيد تا هر آنچه که ميخواهد بـگويد را بگويد. چنين نباشد که موضوع را مطرح نموده و سپس پا به فرار بگذاريد

    5- با صراحت و رک باشيد                                                                             

    از پيامهاي درهم و بي اساسي همچون آنکه "شايد در آينده دوباره در کنار هم باشيم" تا آنکه او را سر کار بگذاريد و يـا آنـکه هـرگاه او خـود را تـغيـيـر دهد ممکن است شما در تـصـمـيـم خـود تـجـديـد نـظر کـنـيـد، خـود داري کنيد. يا به ارتباط خود با وي ادامه داده و مشکلات را با کمک يکديگر حل کنيد و يا آنکه رابطه خود را با او کاملا قطع نموده و آينده را به خودش واگذار کنيد.

    6-حزن و اندوه خود را ابراز کنيد                                                                  

    شما وارد رابطه اي شده بوديد و به هر دليل اکنون احـساس مي کنيد بايد به اين رابطه پايان دهيد. مهم است که غم و اندوه خود را در يک مکان خلوت و خصوصي تخليه و ابراز کنيد. و بـپـذيريـد که همه چيز پايان يافته. مدت زماني که نياز داريد بستگي به عواملي همچون: مدت، شدت و انتظارات ارتباط شما خواهد داشت. فردي را بيابيد که پشتيبان و تکيه گاه شما باشد. قطع رابطه دردناک است حتي اگر بهترين کار ممکن باشد. شايد لازم باشد مدتي را با يک دوست خوب سپري کنيد.

    7- هرگاه فردي با شما قطع رابطه کرد, هيچگاه تهديد نکنيد که در صورتي که او شما را تـرک کـنـد بـه خودتان صدمه خواهيد زد و يا خودکشي خواهيـد کـرد

     کـسي را براي انتقام گرفتن اجـير نکنيد. عصبانيت خود را نيز سر فرد،حيوان و يا وسـايل ديگر خالي نکنيد. اگر شما حقـيقتا در صدد انتقام جويي مي باشيد بهترين انتقـام کنار آمدن صادقانه با احساسات خودتان ميباشد. با خود مـهربان باشيد. بدانيد پـايــان روابط بـخـشي از زنـدگي شما بـوده و به ايـن مفهوم نيست که شکست خورده ايد و يا فردي دوست داشتني نمي باشيد. شايد تنها زمان مناسب نبوده و يـا فرد مـقابل شما در آن برهه از زمان آمادگي برقراري يک رابطه مناسب را نـداشته و يا آنکه اصلا شايسته شما نبوده است.

    هـيچ مشکلي در شما نيست از خودتان بخوبي مراقبت کنيد و بسوي زندگي بهتر گـام برداريد. به خاطر داشته باشيد که هر قطع رابطه اي هم ناگوار و دردناک نيست.ارتباطي که فرد در آن مورد بي احترامي و يا سوء استفاده قرار مي گرد و جـز نـاراحـتي و دردسر چـيـزي عـايـد وي نـمي گـردانـد، بهتر است هر چه زودتر پايان پذيرد. خـورشـيد همچنان مي درخشد، گلها هنوز شکوفه مي کـنـنـد. زنـدگـي بـه پـايـان نـرسيده تنها تغيير يافته است. ممکن است شما هنگامي که دلگـيـر و نـاراحت مي باشـد از آن غافل باشيد اما زماني که دوره غم واندوه خود را سپري کرديد دوباره شادمان خواهيد گشت. هـيـچـگاه نمي دانيد که چه چيز در انتظار شما مي باشد پس هيچگاه نا اميد نـشـويد. شايد فرد بسيار بهتر و فوق العاده اي (بله امکان دارد) در انتظار شما باشد.

     




    (به ياد مهستي )

     

    **************************

    به من نگاه کن واسه يه لحظه

    نگات به صدتا آسمون مي يرزه

    من از خدامه بکشم نازتو

    تا بشنوم يه لحظه آوازتو

    من از خدامه پيش تو بمونم

    جواب حرفاتو خودم بخونم

    من از خدامه بمونم ديوونت

    سرم بذارم رو شهر هم نشونم

    من از خدامه بموني کنارم

    من که به جز تو کسي را ندارم

    من از خدامه که نباشه دوري

    فقط دلم مي خواد بگي چه جوري

    من از خدامه که يه روز دعامون

    بره تو آسمون پيش خدامون

      بهش بگيم که بعد اون همه درد

    خدا يه بار نگاهي هم به ما کرد

     

    **********************************

    گفتي که من از طايفه سنگدلانم به خدا نه
    يا عاشق اين هستم و يا عاشق آنم به خدا نه
    هر جا که تو رفتي و به هر کس که رسيدي
    گفتي که من از قوم جدايي طلبانم به خدا نه
    چون اهل سکوتم نه اهل هياهو
    تو تشنه تعريفي و من بسته دهانم
    پنهان شده در زير سکوتم هيجانم

    تقصير ز من نيست ديوانه تو اهل سخن نيست
    هر بار دلم خواست تا يک دله باشم
    هر بار دلم خواست حرفي زده باشم
    ديدم که همان لحظه گفتن نگرانم
    تو تشنه تعريفي و من بسته دهانم

    لحظه سوختنم سينه افروختنم عاشقي آموختنم
    همه تقديم تو باد
    هي نگو حرف بزن يه جهان شعر و سخن
    قصه هاي دل من همه تقديم تو باد
    شور و حال سازم
    گرمي آوازم شعر عاشق سازم
    همه تقديم تو باد
     

     

    پاي در اين راه نهادم  و هنوز
    در پي يافتن واژه ي زيباي سعادت
    و رها گشتن از اين بهت غم آلود
    در تکاپوي رسيدن به کجا آبادم ...
    و نمي دانم
    در اين شهوت بي وفقه روييدنم اما
    بخت مدفون شده ام ،
    ميوه ي شاخ چه درختي است ؟!!
    عاقبت،
    چه کسي تيزي دندان حقيقت
    به تن ميوه نورسته اميد،
    فرو خواهد کرد؟
    من نمي دانم....   
                                         
                   شايد روزي قلبم را که در گوشه ي از دنيا جا گذشته ام، در پشت آن ديوارهاي متروکه شهر پيدا کردم و براي هميشه سپردم به چشمهاي يک غريبه ...!    


    نمير دآنکه دلش زنده شد به عشق
     
    متن ترانه ايي از زنده ياد مهستي
     
    "آلبوم از خدا خواسته "- وقتي رفتم
    آهنگساز : شادمهر عقيلي
     
    هيچکي
    از رفتن من غصه نخورد
    هيچکي با موندن من شاد نشد

    وقتي رفتم کسي قلبش نگرفت

    بغض هيچ آدمي فرياد نشد

    وقتي رفتم کسي غصش نگرفت
     
    وقتي رفتم کسي بدرقم نکرد

    دل من ميخواست تلافي بکنه
    پس چشه هيچ کسي عاشقم نکرد

    پس چشه هيچ کسي عاشقم نکرد

    وقتي رفتم نه که بارون نگرفت

    هوا صاف و خيلي هم آفتابي بود

    اگه شب ميرفتم و خورشيد نبود

    آسمون خوب ميدونم مهتابي بود

    دم رفتن کسي گفت سفر بخير
     
    که واسم غريب و نا شناخته بود

    اما اون وقتي رسيد که قلب من

    همه آرزوهاشو باخته بود

    چهره
    هيچ کسي پژمرده نبود
    گلا اما همه پژمرده بودن

    کسائيکه واسشون مهم بودم

    همه شايد يه جوري مرده بودن


    وقتي رفتم کسي غصش نگرفت

    وقتي رفتم کسي بدرقم نکرد

    دل من ميخواست تلافي بکنه

    پس چشه هيچ کسي عاشقم نکرد

    پس چشه هيچ کسي عاشقم نکرد

    وقتي رفتم نه که بارون نگرفت

    هوا صاف و خيلي هم آفتابي بود

    اگه شب ميرفتم و خورشيد نبود

    آسمون خوب ميدونم مهتابي بود
     
    دم رفتن کسي گفت سفر بخير
     که واسم غريب و نا شناخته بود
    اما اون وقتي رسيد که قلب من
    همه آرزوهاشو باخته بود
    اما اون وقتي رسيد که قلب من
    همه آرزوهاشو باخته بود
    ********************
    تو گذشته و زمان حال آينده اي
    تو بدون هميشه سبز تا ابد پاينده اي


    آهنگ به ياد مهستي با صداي ليلا،هنگامه،هلن،سپيده

     

       

     


     


     

     

    چهار تا آهنگ از آريان جم

     

        

     


     


     


     


     

    آلبوم بسيار زيبا و شنيدني از

    Bengu

     به نام

    TakTik

     

        

     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     

     

    تيتراژ آغازي و پایانی سریال چارخونه

     

         

     


     

    تیتراژ پایانی با صدای رضا شفیعی جم

     

    آهنگ جدید و زیبای فرهاد نه قصر به نام دوباره تو

     

       

     


     


     


     

    آهنگ جدید و زیبای میلاد بیک به نام نرو

     

         

     


     


     

    آهنگ جديد و بسيار زيباي ياس و سامان به نام بازم کمه

     

      

     

    با کيفيت 128


    با کيفيت 64


    با کيفيت 20


     

    اينم يه دمو جديد از مجيد خراطها به نام دوست دارم

     

    منظر آلبوم کامل باشد